close
تبلیغات در اینترنت
عکس های HD | بازیگران ، خوانندگان ، قهرمانان و ...

عکس های HD | بازیگران ، خوانندگان ، قهرمانان و ...

نظرسنجی

درد دل. عاشق مرد متاهلی هستم که شرایط ازدواج با هم رو نداریم

با سلام

دختری بیستو شش ساله هستم. عاشق مردی هستم که شرایط ازدواج با هم رو نداریم. ایشون متاهل هستن و زندگی الانشون هم خوبه. چند بار خواستیم تموم کنیم اما نتونستیم، و هر بار دوباره با هم در ارتباط بودیم.

هر دو همدیگه رو خیلی دوست داریم. سوال من اینه که آیا اگه ازدواج کنم میتونیم بی خیال هم بشیم؟ میترسم از اینکه با وجود عشق یک مرد تو قلبم،بخوام وارد زندگی یه نفر دیگه بشم،  وجدانم نمیتونه قبول کنه،احساس میکنم به هر دو نفر بد میکنم.

اگه ازدواج کنم میترسم باز بخوام با عشق الانم در ارتباط باشم و نتونم فراموشش کنم. واقعا نمیدونم چطور وارد این رابطه شدیم.

نمیدونم چطور این علاقه شکل گرفت، ابراز علاقه هاش باعث شد کم کم منم عاشقش بشم. خواستگار زیاد دارم، ولی هیچ کدوم اونقدی که دوست دارم مقید نبودن،حداقل خواستگارای قبل آشنایی با ایشون.

وقتی برام موقعیت خوبی برای ازدواج پیش میاد با اینکه خیلی براشون سخته میگن نمیخوان که جلوی امر خیر رو بگیرن و منو تو تصمیم گیری آزاد میذارن. ایشون خیلی امیدوار هستن که بتونیم با هم ازدواج کنیم، یعنی بشم زن دومشون.

اما میترسن از حرف مردم و اینکه نتونن دو تا زندگی رو اداره کنن. بنده هم دوست دارم با ایشون ازدواج کنم اما از نوع برخورد خانواده و جامعه میترسم. واقعا نمیدونم رابطه ما آخرش چه خواهد شد، میشه راهنمایی ام کنید من باید چکار کنم، میتونم فراموشش کنم، چطوری؟

منتظرش بشم تا فرصت ازدواج با هم برامون پیش بیاد؟ به خواستگارای دیگه ام فک کنم ؟ اگه با یه نفر دیگه ازدواج کنم زندگی ام چطور خواهد شد؟ بهشون بد کردم؟ میتونم عاشق همسرم بشم بعدا؟ لطفا راهنمایی ام کنید، واقعا نمیدونم چکاری درست هست.

ممنون از همگی


شعر جدید

چیزی به من بگو

مثل بهار

مثلا شکوفه کن!

و یا ببار

مانند رحمتی بر درونم

یا رنگین کمان باش و

روحم را در آغوش بگیر

چیزی بگو

فراتر از حرف باشد

جانم را لمس کند

چیزی بگو

مثلا کنارت هستم...

 

"تورگوت اویار"

مترجم: مجتبی نهانی